المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

382

مروج الذهب ( فارسى )

را با علت آن ياد كرده و ما خبر آن را ضمن نقل اخبار پزشكان و تجربه‌ها و حكايت معالجاتشان پيش از ظهور اسلام و آنها كه پس از ظهور شريعت به خدمت ملوك و خليفگان پيوسته بودند در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم . ابن زياد اين جزيره را تصرف كرده و اكنون كسانى از ياران او در اينجا اقامت دارند . در اين دريا در مجاورت ولايت عدن جزيره‌اى هست كه سقطره نام دارد و صبر سقطرى منسوب آنست كه جز آنجا يافت نشود و فقط از آنجا آرند . وقتى اسكندر پسر فيليپس بهند ميرفت ارسطاطاليس پسر تقوماخس به دو نامه نوشت و درباره اين جزيره سفارش كرد كه بسبب صبر سقطرى كه در داروها و چيزهاى ديگر به كار ميرفت گروهى از يونانيان را بدانجا فرستد و سكونت دهد . اسكندر نيز جمعى از يونانيان را كه بيشتر از شهر ارسطاطاليس بودند با اهل و عيال بوسيله كشتى از درياى قلزم به اين جزيره فرستاد و آنها كسانى را كه از جانب ملوك هند آنجا بودند مغلوب كردند و جزيره را به تصرف آوردند . هندوان در آنجا بت بزرگى داشتند و بت ضمن حكايتى كه نقل آن بدرازا ميكشد از آنجا برده شد . و يونانيان مقيم جزيره توالد كردند و اسكندر در گذشت و مسيح ظهور كرد و اهل جزيره نصرانى شدند كه اكنون نيز هستند و در همه دنيا جز اين جزيره جائى نيست كه قومى از يونانيان باشند و نسب خويش محفوظ داشته باشند و رومى و غير رومى با نسب ايشان نياميخته باشد و خدا بهتر داند . كشتيهاى هند كه راه مسلمانان و مسافران هندوستان و چين را مىبرند در اين جزيره لنگر مياندازند روميان نيز با كشتيهاى جنگى بدرياى روم در سواحل شام و مصر راه مسلمانان ميزنند . از جزيره سقطره صبر و داروهاى ديگر آرند و اين جزيره و گياهان و داروهاى آن اخبار عجيب دارد كه بسيارى از آن را در كتابهاى سابق خود آورده‌ايم .